خستگی و بی خوابی
سلام خوبید دوستان؟
چند روزی هست که نتونستم بیام تو نت . سرم شلوغ بود هفته گذشته عروسی دعوت داشتیم و من و مادر شوهری 2 تایی رفتیم عروسی المیرا دختر دوست مادرشوهری. خیلی خوش گذشت کلی رقصیدیم و خندیدم و رادوین جونم رو گذاشتم خونه مامانم تا اذیت نشه و فرداش هم رفتیم پا تختی . چند روزه که ظهر ها نمی خوابم یعنی این شازده پسر گل ما نمیزاره استراحت کنیم صبحها 7 صبح بیدار باش میزنه و من رو بلند میکنه و از موهام میگیره میکشه که بریم ددر . از بی خوابی حال خوبی ندارم همش کسل و بی انرژی هستم به خاط همین دیر به دیر میومدم اینجا ولی دل براتون تنگ شده . واقعا تموم وقتم پر شده رادوین این روزها خیلی انرژی میبره گاهی اوقات میشه که بی حال میشم از خستگی . خوبه که احسان جونم بهم کمک میکنه و مادر شوهرم و مامانم هوامو دارن وگرنه که دیگه خیلی سخت میشد . رادوین عاشق لباسشویی روزی 10 بار باید براش روشن کنیم وقتی هم که میره تو پیلوت لباشویی مامان جون رو میگه روشن کنید اینقدر روشن کرده و خاموش کرده خراب شده و همه چیز رو با ااا ااا اشاره میفهمونه . . از امزوز کلاسهای مهارتهای زندگی و روانشناسی رو شروع کردم و خیلی استفاده بردم ساعت 8:30 ادوین رو اوردم خونه مامان گذاشتم و رفتم . . دیشب سونیا جون . اردلان و المیرا خانومی اومده بودن خونمون بهمون خوش گذشت هزار ماشالله المیرا جون چار دست پا راه میرفت و واسه خودش خانومی شده بود و برامون کلی خندید . فردا تولد متین جون هست و خونه امیررضا گرفته حدود 20 30 نفری هستیم . براش یه لباس خواب خوشگل خریدم . دوستان بعدا میام با کلی عکس. .و تصمیم دارم هر چی تو کلاس اموزش میبینم در مورد مهارتهای زندگی خود شناسی بیام اینجا بنویسم و همه استفاده کنن. تو کلاسها صحبتهای دکتر هلاکویی و میزاریم و تک تک در موردش بحث میکنیم . امروز در موردخوشبختی صحبت کردیم . به نظر شما خوشبخت چه کسی هست .
کسی که تنها برای خودش اگاهانه زندگی کنه و به ارامش برسه خوشبخته . .
خیلی خسته ام خیلی.
چشمام رو هم با چوب کبریت نمیشه باز نگه داشت . دلم طاقت نیاورد که چیزی ننویسم . بعدا میام به تک تکتون سر میزنم . بوسسسسسسسسسسسسسس بای


خستگی و بی خوابی
